مخاطرات

نانوشتنی ها

آرتزین

تابستان 1359

درمنطقه شمالی شهرستان درگز و درکنار آب های جاری مثل رودخانه سنگ سوراخ ، دشت های نه چندان وسیعی وجود داشت که به علت نداشتن آب متروکه مانده بود.

برای بررسی منابع آب از جهاد استان  درخواست کمک کردیم. مهندسی را فرستادند برای کمک به ما ، به نام مهندس عالی شاه که از برادران افغانی بود که به ایران آمده و به جهاد خراسان پیوسته بود.با هم رفتیم توی منطقه و به گشت و گذار با پای پیاده به دنبال آب!

نصف روزی بیشتر راه رفته بودیم که به منطقه نسبتا همواری رسیدیم . مهندس که هم خودش دوست داشت و هم ما رسم مان این بود که او را برادر عالیشاه بخوانیم ، چند قدمی از ما فاصله گرفت و بعد ایستاد و به نقطه زیر پایش اشاره کرد و گفت : اینجا را بکنید ! باید به آب برسد!

به همکاران مان که خود مردم منطقه بودند سپردیم که آنجا را بکنند و راهمان را ادامه دادیم تا شاید در جای دیگری بتوانیم منبع آبی بیابیم. فردای آن روز توی دفتر جهاد بودیم که بچه ها خبر آوردند که در محلی که برادر عالیشاه معین کرده بود ، چندمتری که زمین را کنده بودند آب زده بود بالا و به اصطلاح چاه آرتزین شده بود ! فوران آب یک روزی ادامه پیدا کرد و بعد از آن هم از همان منبع برای تأمین آب منطقه استفاده شد . این همه را مدیون لطف خدا و همت برادر عالیشاه بودیم که علم مهندسی را با فنون سنتی آبیابی رایج در افغانستان به هم آمیخته بود و با یک نگاه و بدون استفاده از ابزار پیشرفته توانسته بود محل ذخیره آب را در زیر زمین ببیند.  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 11:55  توسط پرویز بقائی  |